تبليغاتX
قاصدک

قاصدک

شهر دل

سلام به بچه های گل

خوب دیگه موقع امتحان هاست و دیگه اپ نخواهم کرد

اخه می خوام       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد       بخونم

استرسم گرفت

برام دعا کنید که معدلم مثل ترم اول بیست بشه

پس بای  دوس داشتید  نظر بذارید شاید بتونم  تائید کنم

اگه وقت باشه.

 

پس بای

 

 

 

+ نوشته شده در 91/02/15 ساعت 10:0 توسط ملیحه |


 

سلام

شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) رو بهتون  تسلیت عرض می کنم.

امیدوارم در این دهه   برای بیماران  دعای شفاعت کنید

خدا پشت و پناهتان.

بدرود.

+ نوشته شده در 91/02/07 ساعت 16:49 توسط ملیحه |


خدایا تنها به یاری تو امید دارم... رشته ی امیدم را مگسل...

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خودمحورند...

 

                                     ولی آنان را ببخش...

 

اگر مهربان باشی، تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند...

 

                                   ولی مهربان باش...

 

اگر شریف و درستکار باشی،فریبت می دهند...

 

                                 ولی شریف و درستکار باش...

 

نیکیهای امروزت را فراموش میکنند...

 

                               ولی نیکوکار باش...

 

بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد،

 

و در نهایت می بینی که هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است

 

نه میان تو و مردم...

 

"دکتر علی شریعتی"

 

+ نوشته شده در 91/01/14 ساعت 22:33 توسط ملیحه |


سلام عیدتون مبارک ببخشید دیر تبریک گفتم

 

 

راستی اگه جایی سراغ دارین که قالب قشنگ داره واسم بنویسید ممنون میشم

+ نوشته شده در 91/01/03 ساعت 23:30 توسط ملیحه |


داسسسسسسسسسستان

!!!

 

جوان موبایلش را جلوی صورتش گرفته بود و لب خندی بر لبانش نشسته بود. پیرمرد از کنارش رد شد و گفت" پسرم؛ امشب که شب قدر است حیف است. امشب را با اس ام اس و بازی های دنیایی خرابش نکن."

جوان

یواشکی

 

آرام آرام وارد آشپزخانه شد.  مواظب بود کسی صدای پایش را نشنود.  به سمت جعبه ی زولبیا بامیه که دیشب پدرش خریده بود، رفت. یک بامیه را نشان کرد و برداشت. بامیه را توی مشتش جاساز کرد و به همان آرامی که آمده بود، برگشت.
وارد اتاق شد و در را پشت سرش بست و به در تکیه داد. بامیه را گذاشت توی دهانش و با ولع شروع کرد به جویدن. 

 انگشت هایش را می لیسید که...
صدای اذان  مسجد بلندشد

کاش

 

ما را دم مرگ، آبرو باشد کاش

 

با دوست مجال گفتگو باشد کاش

 

عمری به هوای دل خود زیسته ایم

 

جان دادن ما برای او باشد کاش

 

 

+ نوشته شده در 90/11/20 ساعت 13:3 توسط ملیحه |


+ نوشته شده در 90/11/05 ساعت 16:9 توسط ملیحه |


perspolis
+ نوشته شده در 90/11/05 ساعت 15:56 توسط ملیحه |


سلام به بر بچه های گل.

ثابت کردید که اگه من به شما نگم نمیاین!!!!!!!!چه قدرررررررر بامعرفت چه قدررررررر

حتما به سراغ این وبلاگ برین .

اخه دوقلوهای ناناسن.

اخرین لینکمه به نام (شیداوشیلا)

+ نوشته شده در 90/10/21 ساعت 15:7 توسط ملیحه |


برف

واااای بچه ها امروز توی شهرستانمان برف امد بعد از دو سه سال!!!!!!!!!!!البته یکی دو سانت.

ماتوی منطقه ی کویری هستم.

دو سه سال پیش توی شهرستانمان   بسیار برف شدیدی امد ومن خیلی حال کردم کیف کردم.

اخه من برف بیشتر از بارون دوس دارم.

.

.

شب های اینجا خیییییلییی خیلی سرده!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

توی پروفایلم برید میفهمید کجا زندگی میکنم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در 90/10/14 ساعت 14:53 توسط ملیحه |


رنگ ها را می بینید یا می خوانید؟؟؟؟

سعی کنید رنگ ها را بگو یید بدان انکه لغت را بخوانید.

یعنی رنگ کلمات را بگویید مثلا:کلمه ی قهوه ایرا ک به رنگ قرمز است باید بگویید قرمز.

سبز   زرد     قهوه ای     صورتی          ابی      سبز       زرد      قرمز

سفید      قرمز      نارنجی      ابی     نارنجی      مشکی   سبز   بنفش    مشکی

 

چه طور بود؟توانستید این کار را انجام دهید یا این کار با مشکل مواجه شدید؟میدانید دلیل این موضوع چیست؟

 

چون سمت راست مغز شما سعی میکند رنگ را ببیند وسمه چپ مغزتان اصرار به خواندن لغت دارد.

 

به این موضوع میگوند:

 

                                 تداخل سمت چپ وراست مغز!

+ نوشته شده در 90/10/13 ساعت 13:49 توسط ملیحه |